دانشگاه شهید باهنر کرمان
دانشگاه کرمان در سال ۱۳۵۱ خورشیدی در شهر کرمان بنیان شد. این دانشگاه با سرمایه مهندس علیرضا افضلیپور رییس اتحادیه صنف الکتریکی تهران در زمینی در جنوب شرق کرمان به پهنه یک میلیون متر مربع که از وزارت منابع طبیعی گرفته بود و با ۶۰ میلیون تومان سرمایه شخصی وی ساخته شد. دانشگاه کرمان پس از انقلاب اسلامی به دانشگاه شهید باهنر کرمان تغییر نام داده شد و یکی از دانشگاههای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران است.
این دانشگاه از دانشگاه های اصلی و تیپ یک ایران است.هم اکنون حدود 20000 دانشجو در حدود ۱۰۰ رشته تحصیلی و در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد دکترای حرفهای و دکترا در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند. دانشگاه شهید باهنر کرمان دارای ۱۴ دانشکده و موسسه تحقیقاتی است و حدود 500 عضو هیئت علمی و ۱۰۰۰ کارمند در آن مشغول به کار میباشند.از این تعداد هیئت علمی، 23 نفر استاد، 34دانشیار،223 نفر استادیار،159 مربی، 3 نفر هم مربی آموزشیار است.مساحت فعلی دانشگاه 200000 متر مربع است که این خود نشان دهنده وسعت زیاد دانشگاه و بزرگی آن است.
تاریخچه
این دانشگاه در سال ۱۳۵۱ با نام «دانشگاه کرمان» مجوز تاسیس گرفت و از سال ۱۳۵۴ در سه رشته فیزیک، شیمی و انگلیسی با ۱۰ عضو هیئت علمی و ۷۰ دانشجو فعالیت خود را رسما آغاز کرد. چندی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نام این دانشگاه به «دانشگاه شهید باهنر کرمان» تغییر داده شد.
کیفیت دانشگاه شهیدباهنر کرمان
دانشگاه اکنون بزرگترین دانشگاه جنوب شرق ایران است و یکی از دانشگاه های بزرگ ایران است.مخصوصا رشته ریاضی و رشته فیزیک دانشگاه شهیدباهنر کرمان جزو معروفترین و بهترین رشته های ایران است که خود به دلیل سابقه درخشان علمی استان کرمان در سطح بین المللی می باشد.این دانشگاه پایگاه اصلی تولید علم منطقه جنوبشرق است.پایگاه علمی منطقه جنوبشرق کشور یعنی علاوه بر کرمان سه استان سیستان و بلوچستان، یــزد و هرمزگان.این استوانه علمی ایران در مساحت زیادی ایجاد شده است و سردر زیبایی نیز دارد که گواهی بر اهمیت این دانشگاه است. امکانات آموزشي همانند کتابخانه مرکزي، کتابخانه هاي دانشکده ها، آزمايشگاه هاي متعدد, مرکز انفورماتيک، امکان دسترسي دانشجويان به اينترنت و بسياري ديگر از ويژگي هاي بارز اين دانشگاه، به همراه کيفيت بالاي آموزش و همچنين تلاش وکوشش دانشجويان باعث گرديده تا هر ساله تعداد قابل ملاحظه اي از دانشجويان متقاضی تحصیل در اين دانشگاه در مقاطع مختلف تحصیلی باشند.
مراکز آموزشی دانشگاه
دانشگاه 14 دانشکده و 4 پژوهشکده و مرکز پژوهشي فعّال دارد و دانشجويان در 189 رشته تحصيلي در اين دانشکده ها و پژوهشکده ها مشغول به تحصيل مي باشند . همچنين دانشگاه در بيش از 97 رشته تحصيلات تکميلي در مقاطع کارشناسي ارشد و دکتري دانشجو مي پذيرد .
تعداد 442 عضو هيأت علمي و 771 کارشناس و کارمند در امور آموزشي ، پژوهشي و اجرائي مشغول انجام وظيفه هستند . از تعداد442 عضو هيأت علمي تعداد 23 نفر داراي رتبه ي استادي ، 34 نفر دانشيار ، 223 نفر استاديار ، 159 نفر مربي و 3 نفر مربي آموزشيار هستند ، و همچنين 25 نفر عضو هيأت علمي در قالب طرح سربازي ( 10 استاديار و 15 مربي ) مشغول فعّاليّت آموزشي مي باشند .
در برنامه 5 ساله چهارم توسعه ملي در نظر است براي تمامي رشته هاي دورة کارداني ، دورة کارشناسي و براي کليه رشته هاي کارشناسي فعلي دورة دکتري ايجاد شود . به بسياري از مربيان دانشکده هاي مختلف ، در حال حاضر بورس تحصيلي اعطاء شده است تا تحصيلات خود را تا دورة دکتري ارتقاء بخشند . اميدوار است که با اين تعداد نسبت استاد به دانشجو به معيارهاي مطلوب جهاني نزديک گردد . در حال حاضر نسبت استاد به دانشجو 1 به 15 مي باشد. امکانات آموزشي همانند کتابخانه مرکزي ، کتابخانه هاي دانشکده ها ، آزمايشگاه هاي متعدد , مرکز انفورماتيک ، امکان دسترسي دانشجويان به اينترنت و بسياري ديگر از ويژگي هاي بارز اين دانشگاه ، به همراه کيفيت بالاي آموزش و همچنين تلاش وکوشش دانشجويان باعث گرديده تا هر ساله تعداد قابل ملاحظه اي ازدانشجويان اين دانشگاه در دوره هاي کارشناسي ارشد و دکتري پذيرفته شوند .
ولی خداییش راهش برام خیلی بده![]()
![]()
مشخصات:
موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه است. شیر نر ، یال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه ۱۵۰ تا ۱۹۰ سانتی متر، دم در حدود ۱۰۰ سانتی متر و وزن آن ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ، بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است. شیرها از نظر ویژگی فیزیکی و رفتاری شباهت زیادی به سایر گربه سانان دارند؛ سر کوچک ، پوزه کوتاه ، گوشهای نسبتاً کوچک و چشمهای درشت از جمله این ویژگیها هستند. دستها پنج انگشت و پاها چهار انگشت دارند که به ناخن های بلند و تیزی ختم می شوند. بالشتک های کف دست و پا به آنها کمک می کند که به آرامی به طعمه خود نزدیک شوند. سبیلها به عصب ارتباط دارند و برای عبور از زیر یا کنار مواقع بویژه در شب اهمیت دارند.آنها حیواناتی شب گرد هستند و از حس بویایی قوی برخوردارند.حس شنوائی آنها بسیار قوی ولی حس بویائی متوسطی دارند به همین دلیل بر خلاف سگ سانان کمتر بواسطه بوئیدن طعمه خود را تعقیب می کنند. شیرها طعمه خود را از طریق کمین کردن در مسیر پستانداران و پرش ناگهانی و دویدن صید می کنند شیرها بصورت اجتماعی زندگی می کنند و قلمرو خود را بوسیله ادرار، مدفوع و خراشیدن درختان متمایز می کنند. در فصل جفت گیری ، نر و ماده در کنار هم دیده می شوند و در باغ وحش جفت گیری شیر با ببر و شیر ماده با پلنگ نر نیز به ندرت دیده شده است. تا سال ۱۳۲۲ ، دسته های ۲ تا ۵ تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال ۱۳۲۱ خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و… اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.
متاسفانه شیر ایرانی که نقش آن زمانی نماد هویت ملی ایران بوده است امروز چنان از سوی ایرانیان با بی مهری مواجه شده است که علاقمندان شیر در هندوستان به خود اجازه داده اند تا نام علمی شیر ایرانی را از Panthera Leo Persica به شیر هندی Panthera Leo Indiaca تغییر دهند.کسالهاست مسوولان سازمان محیط زیست در حال بررسی و تحقیق تبادل شیر پارسی موجود در شمال غربی هند با تنها بازمانده نسل یوز آسیایی در ایران اند.
خبرهای ضد و نقیض بسیاری در این سالها به گوش می رسد و به تازگی کارشناسان هندی مدعی شده اند که قادرند یوز آسیایی را همتاسازی کنند و دوباره به محیط طبیعی خود بازگردانند.
این ادعای بزرگ هندی ها کمی غیرمنطقی به نظر می آید ، چون در حالی که همتاسازی حیوانی که از آن شناخت کافی وجود ندارد و دانشمندان هنوز از مراحل همتاسازی حیوانات کاملا مطلع نیستند چگونه می توان چنین ادعای بزرگی کرد.
اگر چنین روشهایی کاربرد کنونی دارند پس می توان به فکر همتاسازی شیر پارسی و ببر مازندران هم افتاد؟ اما هندی ها در حفاظت از گربه سانان تجربه فراوانی دارند. بهتر است برای زنده نگه داشتن بخشی از هویت طبیعی این سرزمین از تجارب آنها در حفاظت از شیر پارسی استفاده کنیم.
شیر مظهر اقتدار مردمان ایرن زمین:
در نقش برجسته های بزرگ و زیبای تخت جمشید، بارها به تصاویری بزرگ از شیر پارسی برمی خوریم ، گاهی هنرمند هخامنشی شیری را در حال شکار گاوی نر روی سنگهای سرد حجاری کرده و گاهی پادشاه هخامنشی را می بینیم که در حال شکار شیری خشمگین است.
شیر نشانه قدرت و شجاعت است و اگر پادشاهی به شکار آن می رفت به حتم در نگاه مردمش شجاع و جنگجو به نظر می آمد. برای دیدن این شیرها کافی است سری به موزه ایران باستان در تهران بزنیم تا به اهمیت نقوش شیر پارسی در بین سلاطین و هنرمندان ایرانی پی ببریم اما پس از اسلام هم این گربه بزرگ اهمیت زیادی داشت ، اگر شیرهای رام نشده در مقابل فردی آرام می گرفتند و به سویش هجوم نمی بردند مردمان قدیم آن فرد را از خانواده اهل بیت ع می دانستند. برای نمونه در اردبیل ورودی مقبره شیخ جبرائیل پدر شیخ صفی الدین اردبیلی (بنیانگذار صوفی گری در ایران) نقوشی از شیر پارسی دیده می شود. شهرستان ایذه در شمال خوزستان که تا مدتی دیگر برخی از آثار تاریخی خود را در زیر آب می بیند (به خاطر پروژه سد کارون ۳) میزبان شیرهای سنگی است.
در روستای کوهباد تمامی قبور قدیمی مسلمانان با سنگ قبرهایی به شکل شیر تزیین شده است که روی تنه شیرها آیاتی از قرآن و شمشیر حضرت علی (ع) دیده می شود (ذوالفقار). در نقوش شکارگاه ، فرشهای دستباف ایرانی شیرهای پارسی در حال شکار دیده می شوند. در مینیاتورهای خمسه نظامی بهرام گور در حال شکار شیر به تصویر کشیده شده است.
شیرهای بالدار این حیوانات افسانه ای از هزاران سال پیش در ظروف قدیم و مهرهای هخامنشی نقش بسته اند. در ورودی کاخهای قاجاری و حتی تخت مرمر کاخ گلستان شیرهای پارسی آرام گرفته اند و این سنت قدیمی تا دوران پهلوی ادامه می یابد (کاخ سبز در مجموعه کاخهای موزه سعدآباد). گیلگمش ،افسانه ای است از قهرمانی ایرانی به همین نام که دوستی همراه و همدل دارد. «انکیدو» در شبی عجیب خواب شیر بالداری را می بیند که او را به سوی آسمان ها می برد و از این رو مرگ خود را نزدیک می بیند. این حیوان زیبا که در تمدن و فرهنگ ما بسیار از آن یاد شده است ، در اواسط قرن گذشته از بین النهرین تا بخش غربی استان فارس دیده می شد. بیشترین جمعیت آنها در بیشه ها و جنگل های خوزستان (سواحل رود کارون) و در بخش جنگلی فارس نظیر دشت ارژن زندگی می کردند. دشت ارژن منطقه ای است حفاظت شده در ۴۰تا ۸۰کیلومتری غرب شیراز که شامل زیستگاه های متنوعی در ارتفاعات زاگرس (۳۰۰۰ متر) تا کوهپایه های پست و بلند آن است.
تالاب های دشت ارژن (ارتفاع از سطح دریا ۲۰۰۰متر) تا دریاچه پرشیان (ارتفاع از سطح دریا ۸۵۰متر) در ۱۵کیلومتری دشت ارژن زیستگاه های مهم شیر پارسی به حساب می آمدند. در شمال شرقی شیراز (ارتفاع از سطح دریا ۱۵۰۰تا ۲۶۰۰متر) پارک ملی بمو با ۶۸هزار هکتار مساحت یکی دیگر از زیستگاه های اصلی شیر پارسی است.
این شیر یال کوتاه و قوی جثه در جنوب شیراز (رود قره آغاج)، رامهرمز و دزفول هم زندگی می کرده است.
آخرین بار بهار سال ۱۳۲۱ شمسی نقشه برداری هندی از قشون انگلیس برای آخرین بار شیر پارسی را در ۶۵کیلومتری شمال غربی دزفول می بیند اما همیشه تصور می شد بخشی از هویت ملی ما که می تواند برگی از طبیعت ما باشد، از دست رفته است و دیگر نمی توان حضور شیر پارسی (آسیایی یال کوتاه) را دوباره تصور کرد. در شمال غربی هند مردم «گجرات» بخصوص آنهایی که در شبه جزیره «سوداشترا» سکونت دارند به حضور این شیر آسیایی در منطقه جنگلی خود افتخار می کنند. جنگلهای «گیر» کمتر از ۳۰۰ قلاده از خانواده شیرهای پارسی را در خود حفاظت می کند. گله داران این منطقه با این که شیرها گاهی دامهایشان را از بین می برند اما از حضورشان ناراحت نیستند چون می دانند جنگل «گیر» به لطف حضور شیر پارسی است که امروز از آن حفاظت می شود. شیرها گربه هایی بزرگند که در صورت نابودی طعمه اصلی و زیستگاهشان رو به شکار دامها و حیوانات اهلی می آورند و دولت هند با افزایش جمعیت این گونه در تلاش است تا محلی دیگر را نیز برای جمعیت شیرها در نظر بگیرد. برای دیدن شیر پارسی باید به روستای «ساسان» در میان پارک ملی «گیر» رفت ؛ جنگلهای خشک و خزان دار، محلی مناسب برای شیرها به حساب می آیند. موفق ترین پروژه در هند برای حفظ و نگهداری گربه سانان مربوط به پروژه جلوگیری از انقراض شیر پارسی بوده است.
شیر آسیایی (پارسی در ایران) زیرگونه ای از شیر آفریقایی است که یکصد هزار سال پیش از دسته اصلی خود جدا شده است.
در ابتدا پراکندگی آنها از سوریه ، ایران ، عراق تا بیشتر مناطق شمالی و مرکزی هند بوده است. شیر پارسی بسیار زود در معرض خطر انقراض قرار گرفت.
اواخر نیمه قرن نوزدهم میلادی تنها به فاصله ۳ دهه نسل این شیر محدود به جنگلهای «گیر» شد و این حیوانات زیبا در بقیه نقاط آسیا بخصوص ایران ناپدید شدند و از سال ۱۹۴۵ میلادی جنگلهای گیر ، تنها زیستگاه آنها محسوب می شد. جمعیت اینگونه شیر (پارسی) از ۱۸۸۰ میلادی در یک دوره ۳۵ ساله تا مرز انقراض پیش رفت ، به طوری که جمعیت آنها از ۱۲ قلاده تا حداکثر ۳۰ قلاده می رسید. تا این که با مدیریت و تدابیر جدید دولت هند جمعیت شیرهای آسیایی یال کوتاه در بهار ۱۹۹۵ میلادی به ۳۰۴ قلاده رسید. در اوایل قرن بیستم شکار شیر پارسی در هند امری عادی و روزمره بود. اما یکی از بزرگان منطقه شمال غربی هند شکار این حیوان را ممنوع کرد و باعث نجات این نسل از موجودات زمینی شد. اگر جمعیت شیرهای پارسی در پارک ملی گیر کمتر از ۵۰۰ قلاده باشد، این جمعیت را کوچک قلمداد می کنیم ، اما همان اتفاقی که برای زیستگاه های شیر ایرانی افتاد در هند هم تکرار شد. دامداران با چرای بی رویه خاک و گیاهان محل را تا سر حد نابودی از بین می بردند و محل زندگی شیرها را ناامن می کردند. با به کارگیری روشهای علمی از دهه ۷۰ میلادی تا دهه ۸۰ میلادی جمعیت شیرها افزایش یافت و یا امن اعلام کردند ، برخی مناطق جنگل از ورود دام به درون جنگل ممانعت شد. در این فاصله شیرها که ۷۵ درصد غذای خود را از دامهای روستاییان تهیه می کردند در مدت اندکی طعمه اصلی شان تغییر کرد و روی به طعمه های طبیعی آوردند. تا این که در دهه هشتاد ، ۷۵ درصد از شیرهای پارسی از طعمه اصلی تغذیه می کردند. با این که شیرها بسیار اجتماعی اند، در بیشتر مواقع به تنهایی به شکار می روند. شیرهای نر قلمرویی ۲۰۰ کیلومتر مربعی دارند و ماده شیرها تا ۱۲۰ کیلومتر مربع سالانه در حال جابه جایی اند. بیشه های اطراف رودخانه های دایمی بهترین محل برای تابستان گذرانی آنهاست.
شیر پارسی را کمتر دستجمعی می توان دید و زمان جفتگیری و خوردن لاشه ها، اعضای گله شیرها به دور هم جمع می شوند. شاید علت شکار تنهایی ماده شیرها به علت نوع پوشش گیاهی جنگلی است که در آن به سرعت یالهای بلند شیر نر مانع حضور می شود. از طرف دیگر شکارچی قوی هیکل طعمه های کوچکتری را نسبت به گونه آفریقایی خود شکار می کنند. ماده شیرها قلمرو خود را با ادرار روی تنه درختان و سنگها و مالیدن خود روی زمین مشخص می کنند. ماده شیرهای جوان غالبا با مادرشان می مانند اما شیرهای نر جوان برای یافتن جفت و قلمرو جدید بایستی بی صبرانه بجنگند. بومیان اندک اندک دریافتند که زندگی خودشان مستقیم وابسته به بقای این شیرهاست.
شیرهای آسیایی (پارسی) بیشتر آهو شکار می کنند و آینده آنها بستگی به حفاظت مستمر مسوولان پارکهای هند و ایجاد مناطق بیشتر برای جمعیتهای بعدی دارد. تفاوت شیر آسیایی یال کوتاه با شیر آفریقایی در وزن ، درازای یالها و چینهای بالای پوست آنهاست که در طول زیر شکمشان دیده می شود که البته در شیرهای آفریقایی وجود ندارد. افسوس که شیر پارسی در دشت ارژن دیگر جایی ندارد و صدای غرش رعد آسایش شنیده نمی شود. تحقیقات جدید نشان می دهد که با اندکی حوصله و فداکاری می توان زیستگاه های قبلی را به وضعیت مناسبی باز گرداند و شکارهای اصلی این حیوان را تا ۵۰۰۰ یا ۶۰۰۰ راس در این مناطق افزایش داد و با حصارکشی اطراف منطقه مورد نظر و خریداری شیرهای پارسی سالم از گله های متفاوت (در منطقه جنگلی گیر) جمعیت این حیوان در هند و رهاسازی آنها (در کنار گروههای تحقیقاتی قوی) در مناطق آبا و اجدادی شان دوباره شاهد حضور سلطان جنگل و بیشه زارهای ایران بود. باید بدانیم که دولت هند امروز به دنبال یافتن مکانی تازه برای شیرهای پارسی است تا بتواند تنوع ژنتیکی آنها را در دو جمعیت مجزا حفظ کند و در دراز مدت اثرات ازدواج های درون خانوادگی باعث انقراض نسل این گربه زیبا نشوند. اما شیرها خصوصیات عمومی جالبی دارند: آنها کله های گرد و کوتاه دارند و سبیلهایشان اندامی است برای احساس دنیای اطرافشان ، بدنهایی عضلانی و انعطاف پذیر دارند و سینه هایشان پهن و قدرتمند است.
شیرها روی پنجه هایشان راه می روند و دمشان مانند سکان ، تعادل آنها را در تغییر مسیرها حفظ می کند.دید آنها در شب مانند روز است اما سیاه و سفید می بینند و البته در روز هم کیفیت تصاویری که می بینند در مقایسه با انسانها کمتر است.
مردمک چشمان گربه سانان در روز دایره ای تنگ خواهد بود تا حداقل نور را عبور دهند، ولی در شب مردمک آنها تا حد امکان باز می شود تا نور کافی به شبکیه برسد. شیر تنها گربه اجتماعی است که در گروههای خانوادگی زندگی می کند به آن گله می گویند. آرواره شیرها به سمت چپ و راست از گوشه ای به گوشه دیگر حرکت می کند و قادر به بالا و پایین رفتن نیستند و به همین خاطر تنها از یک طرف دهان در یک زمان می توانند شکار خود را تکه تکه کنند و اغلب کله شان در این موارد کج می ماند. اسکلت گربه سانان ۲۳۰ تکه استخوان دارد در حالی که انسان ها اسکلتی ۲۰۶ استخوانی دارند. معده و روده شیرها طوری شکل گرفته است که گوشت را سریع و راحت هضم می کنند چون طول روده کوتاه است اما آنها قادر به هضم گیاهان نیستند. غذا به سرعت از اجزای گوارشی عبور می کند و به همین علت به سرعت هم نیاز به غذا دارند. زمانی که ماده شیری طعمه بزرگی را شکار می کند تا چندین روز به غذا خوردن مجدد نیاز نخواهد داشت.
خانواده شیرها در هنگام خوردن لاشه حیوانات دیگر ترتیبی خاص را رعایت می کنند و از بزرگ به کوچک همگی کم و بیش سیر می شوند. میدان دید چشمان گربه ها زیاد است و در شیرها فاصله بین ۲ چشم کمی بیشتر است تا حیوان به راحتی قادر به تشخیص مکان دقیق طعمه باشد. پاهای شیر بسیار قوی است و بیشترین اتکای آنها به پاهایشان است.
در هنگام دویدن ، شیر با این پاهای قوی قادر است به راحتی شکار را تعقیب کند. شیرها با کشیدن پنجه های خود روی تنه درختان آنها را تیزتر می کنند. زبان ارتباطی شیرها بسیار جالب است آنها می توانند از سن جنس و حس و حالشان با خبر شوند. غدد بویایی روی سروچانه ، ادرار و دیگر بوها ، خود یکی از روشهای ارتباطی در خانواده است.
حرکات دم یکی دیگر از این وسایل ارتباطی است.
گوشها نیز حتی به کمک آنها می آیند و با تغییر شکل سبیل هایشان می توانند به دیگری اعلام خطر کنند. شیرها بعد از ببر ۳۰۰ کیلویی سیبری بزرگترین گربه جهانند (۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم وزن شیرهاست). امید می رود که سلطان جنگل که یکی از عوامل تعیین کننده در ورود گردشگران خارجی به زیستگاه های طبیعی است ، بار دیگر با درایت کارشناسان محیط زیست به ایران باز گردد.
نویسنده : جواد چاوک
به طور کلی شتر نقش عمدهای در بازرگانی و حمل کالا ی گرانبها در راههای بیابانی بی آب و آبادانی داشته که در همان مسیرها در حال حاضر شهرهای فراوانی ساخته شده است. شتر در مقایسه با دیگر جانوران ، مانند اسب کاملا استثنایی است. چون نیاز بسیار کمی به آب در مسافتهای طولانی و شرایط سخت بیابان دارد. در ضمن شکل بدن این جانور ، بسیار مناسب برای آب و هوای گرمسیری است. بدن جانور در قسمت بالای کمر باریک است و بنابراین در گرمترین ساعات روز که آفتاب کاملا عمودی می تابد سطح کمی از بدن آن در تماس با پرتو مستقیم خورشید قرار می گیرد.
سازگاری جانور با محیط زیستش به نحوی است که حفظ تعادل مایع در بدن در هماهنگی کامل با عمل دیگر یاختهها در شرایط سخت خشکی میباشد، آنچه نبود آن در دیگر جانوران باعث مرگشان در همان شرایط میگردد. کوهان برجسته شتر نیز یکی دیگر از بخش های مهم بدن اوست که در با شرایط محیطی هماهنگی کامل دارد. قبلا تصور میشد که کوهان محل اندوختن آب است، در حالی که میدانیم اینجا محلی برای اندوختن حدود پنجاه کیلوگرم چربی با دو عمل کرد متفاوت میباشد.
یکی به عنوان عایق گرما در پرتو سوزان خورشید و دیگری اندوختهای از انرژی و آب است. زمانی که چربی میسوزد، هیدروژن آزاد میگردد که با اکسیژن موجود در هوا ترکیب شده و تولید آب مینماید، چیزی حدود 21 لیتر آب از 20 کیلوگرم چربی. این فرایند باعث ایجاد گرمای فراوانی میگردد، که واکنش طبیعی آن تعریف میباشد، ولی نتیجه نهایی آن در بدن شتر ایجاد آب برای رفع تشنگی ، مخصوصا در سفر میباشد که این امر بخصوص در شتر به عنوان حیوانی باربر بسیار حائز اهمیت است.
شتر در کاروان بین 170 تا 270 کیلوگرم بار را با سرعتی معادل 4 – 5 کیلومتر در ساعت حمل میکند. در کاروان معمولی شتر پنج روز حرکت میکند، و پس از آن آب و غذا دریافت میکند. هر شتر میتواند هفت روز بدون آب و غذا کار کند، در حالی که اگر کار نکند نصف این مدت را میتواند تحمل کند .
شتر به غیر از خاصیت باربری عرضه کننده یک رشته تولیدات مهم میباشد. شیر آن بسیار چرب و پر از مواد غذایی است. گوشت آن خوراکی و از پوست آن کمربند ، صندلی و لباس تهیه میکنند. پشم آن برای تولید فرش و چادر و ار پیخال کاملا خشک آن به عنوان سوخت استفاده میگردد. به عبارت دیگر میتوان گقت کمتر قسمتی از شتر وجود دارد که بیمصرف و دور انداختنی باشد و به همین جهت چندان شگفت انگیز نیست که قبایل بادیه نشین تصور میکنند که شتر گرانبها ترین دارایی آنهاست.
نوع بهتر استفاده یا بهتر بگوییم استفاده نادرست از شتر در حمل مواد مخدر و سایر کالاهای با ارزش مانند سنگهای گرانبها و طلا میباشد. این مواد را در کیسههای پلاستیکی قرار داده و به حیوان زبان بسته میدهند تا بخورد، در صورت عدم وجود آشکارساز با اشعه ایکس در گمرک مربوطه که قادر به تشخیص باشد، این مواد را بعد ار عبور از مرز یه صورت دفع طبیعی و یا با کشتن حیوان ، به دست میآورند.
| بافت | مقدار خون |
| آئورت | ![]() |
| شریانهای کوچک | ![]() |
| آرتریولها | ![]() |
| مویرگها | |
| ونولها | |
| وریدهای کوچک | |
| وریدهای بزرگ | |
دستگاه گوارشی با گرفتن غذا ، تخریب مکانیکی ، هضم و جذب و دفع موادی که هضم نشدهاند انجام وظیفه میکند. مواد حاصل از گوارش از طریق گردش خون و لنف به بافتهای بدن حمل میشوند. در نهایت این مواد به درون سلولها رفته و در فعالیت آنها شرکت میکنند. دستگاه گوارش شامل اندامهای اصلی نظیر دهان ، مری ، رودهها و غدد ضمیمه میباشند. دهان اندام ورودی لوله گوارشی است.
|
| اندامهای اصلی شامل دهان و لوله گوارش است. |
نقش دهان در گوارش از یک سو تشخیص کیفیت غذا و از سوی دیگر گوارش آن است دهان بوسیله پوشش مطبق سنگفرشی کراتینه شده یا نیمه کراتینه آستر شده است. آستر مخاط و پوشش روی هم رفته مخاط نامیده میشود. مخاط بر روی زیر مخاط قرار دارد. زیر مخاط دارای غدد بزاقی و بافت پیوندی مانند آستر است. در دهان زبان و دندانها وجود دارند.
غدد بزاقی بر حسب نوع ترشح به سه دسته تقسیم میشوند. سروزی ، موکوسی و مختلط. غدد بزاقی در بناگوش سروزی ، در زیر آرواره سروزی- موکوسی ، در زیر زبان موکوسی- سروزی و در زبان موکوسی هستند.
زبان دارای دستجات ماهیچه مخطط است که توسط مخاط پوشیده شده است. 3/2 بخش جلوی زبان جسم زبان و 3/1 عقبی آن ریشه زبان خوانده میشود. سطح پوششی (فوقانی) زبان دارای برجستگیهای مختلف است در سطح پشتی زبان جوانههای چشایی نیز وجود دارند. در ساختار جوانه چشایی چهار نوع سلول وجود دارد. همه جوانههای چشایی احساس شیرینی ، شوری ، تلخی و ترشی را تشخیص نمیدهند بلکه جوانه هر ناحیه از زبان حس خاص را درک میکند.
ساختار بافتی دندانهای شیری (20 عدد) و دندانهای دایمی (32 عدد) مشابه است. هر دندان شامل تاج است که بیرون از لثه قرار دارد و یک تا سه ریشه دارد که درون حفره دندانی آواره بالا یا آرواره پایین جای میگیرد. سطح تاج دندان را مادهای به نام مینا میپوشاند که سختترین ماده بدن است و بیش از 96 درصد آن را املاح آهکی و بقیه را یک پروتئین مخصوص تشکیل میدهد. در زیر مینا عاج دندان قرار دارد که در درون آن مغز قرار دارد که بافتهای زنده دندان در آنجا وجود دارند. سطح ریشه را مادهای به نام ساروج میپوشاند. دندانهای انسان با نوع رژیم غذایی او متناسب شدهاند.
حلق چهار راهی است که از جلو به دهان ، از بالا به حفرات بینی و از پایین به مری و نای راه دارد و از اینرو لقمه غذا یا تکهای از آن میتواند به سه راه دیگر راه یابد. ولی هنگام بلع در اثر عمل دقیق واکنشهای خودکار عصبی به بخشهایی به نام زبان کوچک و اپیگلوت به ترتیب راه بینی و نای و همچنین زبان راه دهان را مسدود میکند و در نتیجه لقمه غذا فقط به درون مری راه مییابد. بلع بوسیله یک مرکز عصبی در بصلالنخاع تنظیم میشود.
مری لولهای به طول 25 سانتیمتر است. پوشش مری انسان مطبق سنگفرشی است. آستر مخاط شامل بافت پیوندی غربالی ، لنفوسیت و تعداد کمی فولیکول لنفاوی است. زیر مخاط دارای غدد لولهای مخطط ، 3/1 میانی آن دارای ماهیچه مخطط و صاف و 3/1 بخش پایینی آن دارای ماهیچه صاف است.
معده هر دو عمل ذخیره و هضم غذا را انجام میدهد. سه نوع غده در معده یافت میشود. غدد طاق و تنه ، غدد کاردیا و غدد پیلور. غدد تنه دارای چهار نوع سلولاند که سلولهای اصلی آنزیم پپسینوژن ترشح میکنند و سلولهای حاشیهای اسید کلریدریک ترشح میکنند و سلولهای موکوسی گردن موکوس ترشح میکنند. حرکات معده که در اثر انقباضات منظم و خودکار ماهیچهای دیواره آن صورت میگیرد دو نتیجه دارد یکی مخلوط کردن غذا با شیره معده و دیگری حرکاتی که موجب تحویل غذا از معده به روده کوچک میشود.
روده کوچک لولهای است به طول چهار متر که بین معده و روده بزرگ قرار دارد. دارای سه بخش دوازدهه ، ژژونوم (روده ته) و ایلئوم (روده دراز) است. چهار لایه اصلی در روده کوچک وجود دارد و مخاط مهمترین لایه آن است. دیواره روده باریک دارای چین خوردگیهای فراوانی است و هر یک از چین خوردگیها نیز به نوبه خود دارای برجستگیهای متعددی به نام پرزهای روده است.
دیواره این پرزها به صورت برجستگیهای انگشتانهای در سطح درونی روده دیده میشوند. نقش پرزها و چین خوردگیها افزایش سطح جذب است. روده کوچک چند عمل مهم دارد. گوارش غذاها را کامل میکند، فرآوردههای گوارشی را برای ورود به خون و لنف جذب میکند. هورمونهایی به خون میریزد که ترشحات لوزوالمعده ، صفرا و معده را تنظیم میکند. مقدار مایعات و املاحی را که از بدن دفع میشوند در کنترل دارد.
چینهای حلقوی و پرز در روده بزرگ وجود ندارد کریپت وجود دارد و بسیار عمیق است. متوسط قطر آن حدود 6 سانتیمتر است اما در قسمتهای آخر باریکتر میشود طول آن 1.5 تا 1.8 متر است. 5 تا 8 سانتیمتر اول آن را روده کور مینامند. در روده بزرگ پرز و غدههای ترشح کننده آنزیم وجود ندارد اما ترشح مخاط در دیواره داخلی آن صورت میگیرد. آخرین بخش روده بزرگ راست روده نام دارد.
زایده این انگشتی شکل و شبیه کولون (روده بزرگ) است. دارای فضای درونی کوچک و فولیکول لنفاوی فراوان در آستر مخاط و زیر مخاط است. و طول آن 8 تا 10 سانترمتر بوده و فاقد پرز است. آپاندیس ممکن است عفونی شود و آپاندیسیت ایجاد کند.
لوزوالمعده نوعی غده گوارشی است. جای آن در زیر و اندکی پشت معده است. سر پهن آن به طرف دوازدهه و نوکش متوجه طحال است. لوزوالمعده دو کار مهم انجام میدهد. تهیه و آزاد کردن آنزیمهای گوارشی و تهیه و آزاد کردن هورمونهایی که بر روی متابولیسم کربوهیدراتها اثر میگذارند. این دو عمل بوسیله دو ساختار بافتی مجزا در لوزوالمعده صورت میگیرد.
کبد بزرگترین غده بدن است وزن کبد 1.1 تا 1.6 کیلوگرم است. جای این عضو در بالا و طرف راست معده است و قسمتی از معده را هم میپوشاند. کبد دارای چهار قسمت یا لوب است. در زیر لوب بزرگ طرف راست ، کیسه صفرا که به شکل گلابی است قرار دارد.
سلولهای کبدی مواد لازم برای ساخته شدن صفرا را از خون میگیرد سپس صفرای ساخته شده به کیسه صفرا میرود و در آنجا ذخیره میشود. همراه با ورود غذا به روده باریک کیسه صفرا منقبض شده و مقداری صفرا از مجرایی که در انتها با مجرای لوزوالمعده مشترک است وارد دوازدهه میشود. مهمترین عمل صفرا کمک به هضم چربیهاست. عمل دیگر صفرا خنثی کردن حالت اسیدی شیره معده است.
کلیه مواد غذایی که در اثر هضم شیمیایی به مواد ساده و قابل جذب تبدیل شدهاند همچنین ویتامینها ، آب و نمکها که برای جذب نیازی به هضم شیمیایی ندارند از دیواره روده باریک جذب میشوند. هر پرز شامل یک لایه از سلولهای پوششی است که غذا بوسیله آنها جذب میشود. بلافاصله در زیر آن شبکه غنی از مویرگهای خونی وجود دارد که قندها ، اسیدهای آمینه آب و نمکها وارد این شبکه میشوند.
این شبکه مویرگی پس از جمع آوری مواد غذایی به یک سیاهرگ کوچک پرزی منتهی میشود. سیاهرگ پرزی به سیاهرگهای بزرگتر پیوسته و سرانجام وارد سیاهرگ باب میشوند. این سیاهرگ ابتدا به کبد رفته و مواد غذایی در کبد ذخیره و پس بر حسب نیاز وارد خون میشوند. در واقع کبد به منزله یک انبار و تنظیم کننده و پخش کننده مواد غذایی جذب شده است.
منبع: رشد
ماهی یک مهرهدار خونسرد و آبششدار است که در آب زندگی میکند. ماهیها (با بیش از ۲۷۳۱۵ گونه) یک گروه نزدیکنیا (پارافیلتیک Paraphyletic) هستند و به سه گروه ماهیهای استخوانی (استیکتیس Osteichthyes)، با (۲۲۰۰۰ گونه)، ماهیهای غضروفی (کندریکتیس Chondrichthyes با بیش از ۸۰۰ گونه) و گروههای مختلف ماهیهای بدون آرواره (۷۵ گونه) از جمله ماهیهای مکنده و دهانگِرد (hagfish) تقسیم میشوند. ماهیها در اندازههای مختلف به چشم میخورند و طول آنها از ۴۵ فوت مثل کوسه نهنگی تا ۸ میلی متر مثل گوبی کوتوله (dwarf goby) متغییر میباشد. جانوران آبزی دیگر همانند عروس دریایی و ماهی مرکب ماهیهای حقیقی نیستند.
برای نمونه برخی از ماهیان چون صخرههای ناهنجار و برخی مانند کرمهای لولنده هستند. بعضی تخت و مسطح چون کلوچه آردی و پارهای مانند توپ هستند. ماهیان همه گونه رنگی دارند. یعنی همه رنگهای رنگین کمان. بسیاری از ماهیان رنگهای روشن همچون رنگهای درخشان و روشن پرندگان. سرخ تند زرد آبی و ارغوانی و صدها نمونه و گونه رنگ زیبا و دلربا و طرحهای راه راه و خطوط شبیه توری یا نقطه چین دارند.
کوچکترین ماهی پیگمی گابی فیلیپینی است که کمتر از ۱۳ میلیمتر در کمال رشد طول دارد. بزرگترین ماهی شارک وال میباشد که در رشد کامل ۱۸ متر طول و ۱۴ تن وزن دارد. این ماهی جانوران کوچک دریایی و گیاهان را میخورد و به طور کلی بی آزارتر از ماهیان دیگر نسبت به انسان است. خطرناکترین ماهی تنها چند کیلوگرم وزن دارد. سنگ ماهی که برآمدگی زهرداری دارد که میتواند با زهرش آدمی را در چند دقیقه بکشد. ماهیها تقریباٌ در همه آبها زندگی میکنند: در آبهای در نقطه یخ زدن قطب شمال و در رودها و جویبارهای بخارآلود جنگلهای استوایی و در جویبارهای خروشان کوهستانها و در آبهای رودهای آرام زیرزمینی. برخی از ماهیان سفرها و مهاجرتهایی سرتاسری اقیانوسی میکنند. ماهیان دیگر بیشتر زندگی خود را درون شنها و کف اقیانوسها میگذرانند. بیشتر ماهیان هرگز اب را ترک نمیگویند. اما برخی از ماهیان ممکن است ماهها در بستر خشک رودخانه زنده بمانند.
یک نوع ماهی به نام آناباس در سواحل فیلیپین، مالزی و مشرق هند وجود دارد که پس از این که بر اثر طغیان آب از آب دریا بدور و در برکهای خشک شد از میان گل و لای خزان خزان همچون خزندگان راه میروند تا خود را به دریا برساند. ماهیان برای آدمی اهیمت بسیار دارند، خوراک میلیونها نفر از مردم از ماهی فراهم میشود عدهای برای تفریح به شکار ماهی میروند و بسیاری آنها را همچون جانوران دست آموز در آکواریوم و غیره نگه میدارند. ماهیان در تعادل طبیعت نقش مهمی دارند. ماهیان گیاهان و جانوران آبزی را میخورند و باز خوراک گیاهان و جانوران میگردند و ماهیان تعادل مجموع کلی گیاهان و جانوران کرده زمین برقرار میسازند.
همه ماهیان مهره دار و دارای آلت تنفسی مخصوصی برای دم و بازدم در آب و خونسرد هستند. ماهیان نمیتوانند حرارت بدن خود را با حرارت محیط اطراف خود میزان کنند. بعلاوه تقریباٌ همه ماهیان بالهها و پرههایی دارند که در شنا کردن به کار میروند. جانوران آبی دیگر مانند دلفینها و والها شبیه ماهی به نظر میرسند گرچه مهره دار و باله دار میباشند ولی بر خلاف ماهیان بچه زا هستند و بچههای خود را شیر میدهند به علاوه بر خلاف ماهیان با شش دم و بازدم میکنند همچنین خونگرمند.
خصوصيات ماهی ها :
ماهی های زیادی در دریا زندگی میکنند که از لحاظ شکل،رنگ،اندازه،نوع غذا، نوع رفتار،محل زندگی با هم تفاوت دارند.
از لحاظ نوع غذا ماهی ها را میتوان به 3 گروه اجمالی زیر تقسیم کرد:
الف)گوشت خوار مانند:اسکار،کوسه ماهی،پیرانها و غیره ب)همه چیز خوار مانند : گربه ماهی ج)گیاه خوار مانند: مولی
از لحاظ رفتار میتوان رفتار های زیر را برای ماهی ها عنوان نمود:
الف)ماهی های صلح جو با رفتار مسالمت آمیز مانند گلدفیش،گوپی،مولی وغیره ب)ماهی های با رفتار خشن مانند پیرانها،کوسه ماهی،اسکار و غیره ج)ماهی های انزوا طلب مانند مارماهی،سفره ماهی وغیره د)ماهی هایی با زندگی گروهی مانند پیرانها،بارب و غیره
از لحاظ زندگی ماهی ها را به دسته های زیر تقسیم میکنند:
الف)آب شور مانند کوسه ماهی ،نهنگ،دلفین و غیره ب)آب شیرین مانند بارب،قزل آلا و غیره ج)سطح آب د)لایه های میانی آب ر)اعماق آب و کف دریا
اسکلت بعضی از ماهی ها غضروفی است مانند کوسه ماهی،اره ماهی، ماهی خاویار، سفره ماهی و غیره . داشتن باله و آبشش ماهی را برای زیستن در آب سازگار می کند . بیشتر ماهی ها دارای فلس هستند . به نوع خاصی از فلس پولک گفته می شود .
ماهی ها از طریق آبشش تنفس میکنند . آبشش 2 نوع است، 1- داخلی 2- خارجی، آبشش های داخلی آبشش هایی هستند که پوششی دارند ولی آبشش های خارجی پوششی ندارند.ماهی ها وقتی رشد میکنند،پولک هایی در میاورند که با دیگر پولک ها تفاوت دارد وبه راحتی تشخیص داده می شوند. دو خط جانبی روی پهلو های ماهی است که از سلول های حساسی ساخته شده است، که به وسیله ی آن ماهی از تغییرات محیط خود با خبر میشود. بادکنکی در شکم ماهی وجود دارد که ماهی میتواند هوا وارد یا خارج از آن کند و بدین وسیله وزن خود را تغییر دهد و سبک و سنگین شود .![]()
بومشناسی ماهی
ماهیها را میتوان تقریباً در همه نوع آب، چه شیرین چه شور، چه کم عمق درست زیر سطح آب و چه با عمق هزاران متر یافت. ولیکن دریاچههای بسیار شور همانند دریاچه گریت سالت Great salt lake واقع در ایالت یوتای امریکا زیستگاه خوبی برای زندگی ماهیها نیست. بعضی از گونههای ماهی فقط جهت نگهداری و نمایش در اکواریوم پرورش داده میشوند. ماهیها بهعنوان یک منبع مهم مواد غذایی بشمار میآیند. دیگر جانوران آبزی نظیر نرم تنان و سخت پوستان که معمولاً ماهی صدف نامیده میشوند.) اغلب زمانی بهعنوان ماهی در نظر گرفته میشوند که بهعنوان غذا مورد استفاد قرار گیرند. گرفتن ماهی بهعنوان غذا و یا به منظور ورزش، ماهی گیری نامیده میشود. برداشت سالانه از تمام حوزههای ماهیگیری جهان در حدود ۱۰۰ میلیون تن میباشد.
صید بی رویه ماهی نسل گونههای مختلف ماهی را به خطر انداختهاست. گزارشی که در ۱۵ میسال ۲۰۰۳ در مجله Nature منتشر شده، حاکی از این بود که صید بی رویه سازمان یافته گونههای مختلف ماهی در اقیانوسهای بزرگ به حدی زیاد بودهاست که تنها کمتر از ۱۰ در صد از تعداد ماهیهایی که در سال ۱۹۵۰ وجود داشتند، باقی ماندهاند. بویژه کوسهها، ماهیهای روغن (کاد مُرُو)ی اقیانوس اطلس و ماهیهای ساردین اقیانوس آرام در خطر میباشند. نویسندگان بر کاهش، جدی، سریع و فوری صید ماهی و محافظت از زیستگاههای اقیانوسی در سرتاسر جهان توصیه اکید دارند.
چگونگی حرکت ماهی ها
ماهی بهوسیله حرکت دادن قسمت عقبی بدن خود به سمت جلو حرکت میکند. ماهیچههای که دو طرف ستون فقرات (اسخوانهای پشتی) او را پوشاندهاند حرکت دم او را کنترل میکنند ماهی ابتدا این ماهیچه را به یک طرف میکشاند و بعد به طرف دیگر و همزمان دم خود را از یک طرف به طرف دیگر حرکت میدهد و به این ترتیب به جلو حرکت میکند ماهیها برای حرکت به سمتهای راست و چپ و همچنین بالا و پایین از بالههای خود استفاده میکنند.
سَگ (نام علمی: Canis Familiaris) یکی از زیر رده های خانگی گرگ ها و پستانداری از راستهٔ سگسانان است. این واژه برای هر دو گونه ی خانگی و شکاری و گاهی اوقات برای گونه های وحشی نیز به کار می رود . سگ خانگی یکی از حیوانات کاری و نیز همنشین انسان ها بوده و هست . همچنین در بعضی فرهنگ ها از سگ به عنوان یک منبع غذایی استفاده می شده است .
سگ ها شامل صد ها گونه ی متفاوت می شوند . ارتفاع آنها از سطح زمین تا بین دو کتف از چند اینچ در گونه ی Chihuahua تا چند فوت در Irish Wolfhound متغیر است . رنگ آنها نیز از سفید تا سیاه و از قهوه ای تیره تا روشن با طرح های مختلفی متغیر است . پوشش آنها نیز از بسیار کوتاه تا چند سانتی متر متفاوت است ، از موی خشن تا پشم صاف ، مجعد یا نرم .![]()
تاریخچه
برخی تحقیقات نشان می دهند که سگ ها دست کم در حدود پانزده هزار سال پیش از گرگ ها اهلی شده اند ، اما با معیار قرار دادن شواهدی که از فسیل ها و از آزمایش دی ان ای به دست آمده است سگ ها از یک صد هزار سال پیش اهلی شده بودند . تحقیقات دیگر نشان می دهند که از اهلی شدن سگ ها زمان کمتری می گذرد و سگ ها از اهلی کردن سگ های وحشی که از قبل از گرگ ها منشعب شده بودند به وجود آمده اند .
گونهها
برخی از دستهبندیها در مورد سگ:
برخی از دستهبندیها در مورد سگ:
تا چه حد با کار قلب خود آشنا هستید؟ شاید بگوئید خیلی زیاد، اما مطمئنا وقتی این چند سطر را بخوانید متوجه میشوید که آنچه شما حدس میزدید با واقعیت فاصله زیادی دارد.
• دست خود را روی قلبتان بگذارید. آیا دستتان را روی سمت چپ سینه قرار دادید؟ بیشتر مردم چنین میکنند. واقعیت اینست که قلب تقریبا در وسط قفسه سینه و در میان ششها واقع شده است، اما طوری قرار گرفته که بخشی از آن، تماس اندکی با سمت چپ سینه دارد. به همین دلیل به نظر میرسد قلب در سمت چپ سینه جای گرفته است.
• دستتان را مشت کنید. اگر کودک هستید، قلب شما تقریبا به همین اندازه است. ولی اگر بزرگسال باشید، اندازه قلب شما حدودا دو برابر مشتتان خواهد بود.
• قلب در حدود 100000 مرتبه در روز و تقریبا 35 میلیون بار در سال میتپد. به طور میانگین، قلب یک انسان در طول عمر او بیش از 2.5 میلیارد بار منقبض میشود.
• نیرویی که قلب در هر تپش ایجاد میکند مساوی نیرویی است که بایستی برای زدن یک ضربه محکم در بازی تنیس صرف کنید. ماهیچه های قلب همواره به شدت کار میکنند. میزان فعالیت آنها تقریبا دو برابر میزان فعالیت ماهیچه های پای فردی است که با قدم های کوتاه میدود.
• اگر انگشتان خود را روی مچ یا رگ گردنتان قرار دهید، میتوانید نبضتان را احساس کنید. نبض کودکان بین 90 تا 120 بار در دقیقه و نبض بزرگسالان تقریبا 72 بار در دقیقه میزند.
• قطر آئورت- که بزرگترین سرخرگ بدن میباشد - تقریبا با قطر یک شلنگ کوچک یکسان است. در مقابل، مویرگها به حدی کوچکند که باید ده عدد از آنها را در کنار هم قرار دهید تا ضخامت آنها با موی انسان برابر شود.
• در بدن شما تقریبا 5.6 لیتر خون جریان دارد. این خون در هر دقیقه سه دور از کل بدن میگذرد. خون در یک روز مسافتی در حدود 19000 کیلومتر را طی میکند و این فاصله چهار برابر طول کشور آمریکا (از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام) است.
• قلب به طور متوسط یک میلیون بشکه خون را در کل عمر پمپ میکند. این حجم معادل ظرفیت سه تانکر عظیم نفتی است.
| گاو | ||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
گاو هولستین | ||||||||||||
| طبقهبندی علمی | ||||||||||||
|
ساختار بدنی
پستانداری علفخوار است و معدهاش مانند دیگر نشخوارکنندگان چهار قسمتی و شامل سیرابی، نگاری، هزارلا و شیردان میباشد.[1]
در آرواره فوقانی گاو دندانهای پیشین و نیش وجود ندارند و فقط دندانهای آسیا وجود دارند و برعکس دندانهای پیشین ونیش درفک تحتانی موجودند. دندانهای نیش گاوها همانند ثنایا شده و بطور کلی بشکل یک ردیف منظم هشت تایی در جلو فک قراردارد.
درهردست وپای گاو یک زوج سم وجود دارد.
نژادها
نژادهای گاو بسیارند. نژادهای معروف گاوهای ایرانی عبارتاند از:
استفادهها
جانوری بسیار مفید است واز شیر وگوشت و پوست و نیروی بدنی آن استفاده میشود.از گاو نر جهت تخم کشی، شخم وبار بری وآب کشی از چاه (چاه چرخ گاوی) وآسیاب وکوبیدن گچ و ساروج وخرمن استفاده میکنند. اما گاو ماده را بیشتر جهت استفاده از شیر نگهداری مینمایند.
گاو در فرهنگهای مختلف
(گاو در فرهنگ مازندرانی) گاو در فرهنگ و زبان مازندرانی ریشه عمیقی دارد، تا بدانگونه که بیش از ۷۰ اسم از مشتقات نامهای گاو در زبان مازندرانی شناخته گردیده و شاید از این تعداد نیز بیشتر باشد، برخی از این نامها همانند ((ورزا)) وارد زبان پارسی شدهاند و زبان پارسی آن را به امانت گرفته است، ورزا به معنی گاو نر می باشد. همچنین نام جونیکا که هم اکنون نام یکی از کارخانجات پر آوازه در زمینه تولید فرآوردههای لبنی و گوشتی در ایران است و در مازندران جای دارد از زبان مازندرانی گرفته شده است. همچنین در مازندران، به جای به کار بردن وضعیتهای گاو از نام آن در زبان مازندرانی بهره می جویند، برای نمونه: گوساله دو روزه، یک هفته، یک ماهه، گوسالهای که شیر می خورد، گوسالهای که شیر مادرش نمیآید، گاو بالغ، گاو آبستن، در مراحل آخر آبستنی، در واپسین روزهای آبستن، گوسالهای که به سختی به دنیا آمد، گوساله بی جان نزدیک به مرگ، گاو پیر و بسیاری از موارد دیگر همگی در زبان مازندرانی نام ویژه خود را دارا هستند. اگرچه اکنون نیز تعداد زرتشتیان مازندران اندک نیست ولی مردم مازندران تا دو قرن پس از ورود اسلام به ایران، به آیین زرتشت بودند و در آیین زرتشت آمده است که گاوی صاحب خویش را نفرین می فرستد و می گوید ای که به زن و فرزندان خویش بسیار بیش از من توجه می داری، باشد که خداوند زن و فرزندانت را از تو بگیرد. پادشاهان مازندران در درازای تاریخ مازندران در شهرهای مختلف مازندران گاوداریهای مختلفی داشتند و بسیاری از مردم (رعیت) را به کار در آنجا مشغول می ساختند و بدینگونه خود را ولی نعمت مردم می ساختند تا مردم در هنگام جنگها به پشتیبانی پادشاه بشتابند و اگر دودمانی جز مردم مازندرانی بر سر کار می آمد (همانند تاتارها، غزنویان و ...) پس از دورهای از سالها باری دیگر دودمان پیشین که از اهالی مازندران بود به فرمانروایی برمی گشت. (همانند دودمان مرعشی)، همچنین اگر دشمنی می خواست تا بر آنها پیروز گردد می بایست در ابتدا برنامه گرفتن گاوداریها را می پروراند و طرح می ریخت.
گاو در فرهنگ هند
در آیین هندوان گاو از احترام ویژهای برخوردار است .و گاو را یکی از خدایان خود میدانند.